تبليغاتX

لارستان وطن همیشگی من

  گفتم این پست رو اختصاص بدم به کارایی که توی وبلاگ انجام دادم. در طول این مدت که لار لینک تو دستم بود سعی کردم تا جایی که می تونم احترام دیگران رو حفظ کنم.

ببینید بدون این پست، من بالای 20 تا پست داشتم. از زمانی هم که شمارنده رو تو وبلاگ گذاشتم حدود 500 تا بازدید کننده داشته. اگه حساب کنیم که 200 تا از این بازدیدا، مال خودم باشه یا تکراری و 150 نفر فقط بازدید کرده باشن و مطالب رو نخونده باشن، می مونه حدود 150 نفر دیگه. از این 150 تا من 75 تا رو می ذارم کنار. می مونه 75 تا دیگه. 25 رو هم باز تخفیف می دم. می مونه 50 نفر دیگه.

اما بازم برای من خیلی خوبه، چون اگه می خواستم تک و تنها بیام و یه سخنرانی راه بندازم و برای 50 نفر لارستانی از مناطق مختلف حرف بزنم و تفکرات خودم رو بگم چقدر موفق می شدم؟ چقدر دردسر و بودجه و تبلیغات می خواست؟ آیا جمع کردن همه لارستانی امکان پذیر بود؟ و ....

پس من از نوشتن توی این وبلاگ پشیمون نیستم. افتخار هم می کنم که جز چند مورد تمام نوشته هام درباره لارستان بوده و مخاطبان لارستانیه وبلاگم اونقدر درک و تحمل داشتن که آزادانه درباره لارستان توی وبلاگ من صحبت کردن.

من لارستان و مردمش رو دوست دارم. برای لارستان کم فروشی هم نکردم. همین نوشته های توی این وبلاگ کلی مطالعه و وبگردی لازم داشت.

خوشحالم که نوشته های من مورد توجه چند تا از لارستانی ها قرار گرفت. از جمله دو تا از پستام توی وبلاگ صحبت نو گراش باز چاپ شد. بعضی از پست های این وبلاگ هم مطابق پیشنهاداتی بود که من توی نوشته هام می دادم. ماهنامه پسین دهکویه هم یکی از نوشته های من رو توی چاپ کاغذی و الکترونیکی خودش منتشر کرد.

 

بعضی از وبلاگ های لارستانی هم به من اظهار لطف کردن و وبلاگم رو لینک کردن. از اونجایی که یک وبلاگ غیر فعال، یک وبلاگ مرده است از همه این دوستان خواهش می کنم، بعد از یک هفته لینک این وبلاگ رو پاک کنید چون این آخرین پست وبلاگ مهندسه. راستش تمام این حرفا رو زدم تا مقدمه ای بشه برای خداحافظی!

من لحظات خوشی رو با شما وبلاگ نویس های لارستانی داشتم. همین جا با همتون خداحافظی می کنم و از هر کسی که باعث رنجشش شدم، حلالیت می خوام.

 

فقط باید یادآوری کنم طرحی رو شروع کردم که حداقل طی 6 سال آینده به ثمر می رسه. این آخرین نوشته من در این وبلاگ لار لینک خواهد بود و دیگر وبلاگ های من به زودی تعطیل خواهند شد.

 

«پروردگارا به من آرامشی ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر بدهم»

مرحوم دکتر شریعتی

به همین راحتی!

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 15:27 توسط مهندس |

 

یک دنیا بود چشمان رحیم، یادش به خیر.

به دوستان خود بگویید 

 

  مردي از جنس قو

حضورتان سبز باد

از وبلاگ حبیب

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 13:23 توسط مهندس |

اعتراض به طرح تروریستی نامیدن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران

 

توضیحاتی درباره اعتراض نامه

دوستان عزیز برای رای دادن می تونین برین به آدرس زیر:

 

http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=b2dc2a2d-936d-4728-961f-dadd8c2a9316

 

و اما شرح ماجرای ساخت این اعتراض نامه

چن وقتیه که بحث تقابل ایران و آمریکا دوباره اوج گرفته. قطعنامه و تحریم. اینا با اینکه خیلی مضرن ولی چیز جدیدی نیستن. این روزا این تنش خیلی بالا گرفته و داره به جاهای خطرناکی کشیده می شه. بله، آمریکا داره مقدمه چینی می کنه تا اسم سپاه رو توی لیست تروریست ها قرار بده. این یعنی 125000 نیروی سپاه تروریست محسوب می شن و این یک پیام خیلی روشن از طرف آمریکا به ایرانه.

 

این پروژه های خطرناکی که آمریکا دنبال می کنه تقریبا شبیه رفتار با عراق قبل از حمله است. ببینید این اقدامات رو می تونیم تو یه بازه زمانی 10 ساله تقسیم بندی بکنیم. ابتدا اعمال فشار سیاسی اقتصادی به ایران، اقتصادی مثل ادامه تحریم های فعلی و افزایش شدید اون، مثلا قطع صادرات بنزین و گازوئیل به ایران. سیاسی هم مثل همین قضیه سپاه و محدود کردن رفت و آمد های سران سیاسی کشور.

 

مجموعه این اقدامات در یک زمان 10 ساله به تدریج فشار مضاعفی رو به مردم وارد می کنه و سبب جدایی حاکمیت و مردم می شه. بزرگترین و خطرناک ترین هدف آمریکا همینه. متاسفانه در حال حاضر عدم خردورزی سیاسی در عرصه داخلی به شدت این روند رو تند کرده. اگر خدای نکرده همچین اتفاقی بیافته، تهران مثل بغداد سه سوت سقوط خواهد کرد. کودتای 28 مرداد تلخ ترین تجربه جدایی حاکمیت از مردم در طول تاریخ معاصره که ما هنوز هم به خاطر اون حسرت می خوریم. پس باید جلوی حسرت خوردن دوباره رو بگیریم.

 

ساده انگارانه است که آمریکا به راحتی دست از این پروژه بکشه و البته دولت فعلی از این بی خردی! اما فعلا باید در عرصه های داخلی صبور بود و در عرصه های خارجی وحدت رویه داشت. یکی یکی و سنگر به سنگر باید کمتر هزینه بدیم و بدونیم اگه از همین حالا جلوی این طرح ها واینسیم، 10 سال دیگه باید خیلی هزینه بدیم. در این شرایط حمایت بی چون و چرا از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در صحنه بین المللی تنها راه ماست. البته سپاهی های اصیل به حق شایسته این حمایت و بیشتر از این حمایت ها هستن. مسئولان دلسوز کشور باید بدونن اگه انتخابات بخواد به سبک نادرست برگزار بشه، خیلی از نیروهایی که مطمئنا کشور به اون ها نیاز پیدا می کنه، ریزش خواهند کرد. یه اعتراض نامه هم توی پرشین پتیشن درست کردم. متنشم جوری انتخاب کردم که به ذائقه همه جور آدم خوش بیاد! اسم شهیدان نجفعلی مفید و شعبانعلی عفیفه از شهدای والامقام لاری کشور رو هم توی این اعتراض نامه آوردم.

 

پی نوشت: اکثر احزاب ایرانی از جمله احزابی که مشکلات جدی با سران سپاه دارند، به شدت این اقدام آمریکا را محکوم کرده، و در برابر این طرح از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حمایت کرده اند. از جمله  این احزاب می توان به جبهه مشارکت و حزب اعتماد ملی در بیانیه های جداگانه و مجمع روحانیون مبارز به وسیله سایت سید محمد علی ابطحی نام برد. محمد رضا تابش نماینده مردم یزد در مجلس و از نزدیکان خانوادگی سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق نیز اقدام آمریکا را محکوم کرد.

 

پی نوشت1: قبل از این ماجراها نیز، افرادی که بیشترین اصطکاک را با حکومت فعلی دارند با صراحت تمام ایده حمله به ایران را رد کردند. عبدالله رمضان زاده از اعضای ارشد جبهه مشارکت گفت: در صورت حمله آمریکا تفنگ به دست گرفته و خواهد جنگید، شیرین عبادی برنده جایزه نوبل صلح علنا مخالفت خود را با جنگ علیه ایران اعلام کرد، عطاالله مهاجرانی وزیر اسبق ارشاد نیز در سایت خود به خبرنگاری دختری اشاره کرد که به دلیل فشارهای ناشی از روزنامه نگاری در ایران، در خارج به سر می برد اما در دیدار با او می گوید در صورت حمله آمریکا به ایران بمب به خود بسته و حمله انتحاری انجام خواهد داد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 12:2 توسط مهندس |

سلام. قبل از هر چیز خلاصه نظری رو که برای وبلاگ صحبت نو فرستادم اینجا هم منتشر می کنم.

 

1_ سلام. خسته نباشین. غرض ذکر چند تذکر: 1_ ...... 2_ لینک خبرهایی که از اینترنت می گیرین رو حتما بذارین، این جزء اصول اولیه وبلاگ نویسی محسوب می شه. 3_ من نوشته های جالب رو می خوام ذخیریه کنم ولی متاسفانه نصف مطالب توی صفحه اول ول می شه. موقع درج نوشته در ادامه مطلب حتما متن کامل رو بذارین. 4_ ........ 5- چرا نشریه صحبت نو گراش سایت یا وبلاگ مجزا نداره. حداقل می تونین با نصب یه نرم افزار خیلی ساده مطالب این نشریه رو از تو word تبدیل به pdf کنین. راه حل ساده تری که پسین دهکویه استفاده می کنه تبدیل به عکس هستش. از همه ساده تر هم درج نوشته بدون عکس در وبلاگ هستش. 6_ اگه دستتون می رسه به آقای غریب نواز سلام ما رو برسونید. الان شیرازن نه؟ 7_ حتما ادامه بدین و موفق باشین.

 

قابل ذکره که بگم پستای قبلی وبلاگ تو دو جا باز چاپ شدن. یکی نشریه پسین دهکویه تو شماره جدیدش در صفحه 7. یکی هم وبلاگ صحبت نو گراش توی اینجا و اینجا. البته نوشته دوم خیلی بد خلاصه شده بود. یادآوری کنم که پسین دهکویه خودش لطف داشته و فقط من خبرشون کردم اما صحبت نو من خودم رفتم و خیلی ساده تو قسمت نظرات نوشتم که آماده همکاری باهاشون هستم. اصلا هم برای من عار و ننگ نبود! ما باید از همه ظرفیت هایی که داریم استفاده کنیم.

 

2_ طی دو سه هفته اخیر دوستان عزیز خیلی زود فیتیله انتخابات رو روشن کردن. ببینید هنوز زوده برای انتخاب مصادیق و نامزدها. فعلا ما باید زمینه سازی کنیم و ویژگی های کلی یک نماینده رو بیان کنیم. خاطرات خودمون و دیگران رو منتشر کنیم. اخبار دوران قبل رو چاپ کنیم. اگه آمار دم دست باشه، بیاریم و تحلیل کنیم. باور کنین خیلی زوده برای معرفی نامزدها.

 

پ ن: یه طرح خیلی ساده دارم که دارم روش کار می کنم. احتیاج به یه کمی رایزنی داره. برای همین این پست یه کم کوتاه شد. توی پست بعدی بیشتر راجع به این طرح ساده می نویسم.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 17:25 توسط مهندس |

 

در دو  هفته اخیر از گوشه کنار، اخباری درباره گروه های مردم نهاد (تشکل های غیر دولتی) یا همون NGO در لارستان به گوش می رسه. این می تونه خبر خیلی خوبی باشه.

 

ابتدا باید بگم این تشکل های غیر دولتی یا NGO هدیه آسمانی غرب نیست. بلکه سال های سال وجود داشته، اما در غرب کاملا نظریه پردازی شده و قالب مشخص شده پیدا کرده.

 

یک مثال: نمی دونم شما اطلاع دارین یا نه اما چند صد سال پیش در کتب فقهی اسلامی تفکیک مباحث و جزئی نگاری عجیبی به وجود اومد. مثلا در یکی از کتاب های فقهی معروف یک بخش کامل به توضیح و تفسیر احادیث) و شرح حقوق حیوانات از منظر دینی وجود داره. اما می بینیم حداکثر طی یک قرن اخیر همین مسئله در غرب کاملا قالب بندی شد و با ظهور انجمن های حمایت از حیوانات خود را در جامعه مطرح کرد. در حالی که در جوامع اسلامی امروزه حتی حرمت انسان ها نیز رعایت نمی شه تا چه برسه به حیوانات!

 

حالا از بحث منحرف نشیم. در کل می خوام بگم مسجد و بسیج و هیئت های عزاداری و کانون های فرهنگی و پایگاه های مقاومت نمی تونه توی کشور جای احزاب و تشکل های غیر دولتی رو بگیره. البته احترام و جایگاه اونها به جای خود اما از قدیم گفته اند عیسی به دین خود و موسی به دین خود.

 

مقدمه داره طولانی می شه خلاصه دو تا تشکل داریم. انجمن فارغ التحصیلان سمپاد و تشکل لارستان بیدار. قبل از هر چیز تشکل این مجامع رو به دست اندکاراشون تبریک می گم و ورودشون رو به فال نیک می گیرم.

فقط یک پیشنهاد دارم، برای هر دو تشکل. از ابزار و فضای مجازی خیلی بیشتر استفاده کنین.

مثلا انجمن فارغ التحصیلان سمپاد یه سایت داره خدا نصیب گرگ بیابون نکنه. www.angl.ir

نه اسم احتمالا مخففش برای من معنی داره و نه تونستم از مطالبش استفاده کنم. تعجب برانگیزتر اینه که دبیر جشنواره عکس این انجمن توی خبرگزاری فارس این نشونی اینترنتی رو معرفی هم کرده.

 تشکل لارستان بیدار هم باید توجه داشته باشه اگه شعارشون «استان لارستان» و هدفشون «بررسي مسائل و مشكلات لارستان و ارائه پيشنهاد  و انتقاد به مسئولين در سطح شهرستان لارستان» هست هیچ امکانی برای آگاهی بخشی که بهترین راه برای تحقق اهدافشون (البه به نظر من) در گام اول و ابتدایی بهتر از اینترنت نیست. وقتی ما صحبت از لارستان می کنیم تنها 75000 نفر شهر لار نیست. ما باید از نظرات دیگر لارستانی ها هم استفاده کنیم که هیچ وقت مراجعه دیگر لارستانی ها از هفت بخش مثلا برای برگزاری یک جلسه امکان پذیر نیست.

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 17:28 توسط مهندس |

 

توضیحات نقشه:

1_ به سرعت آماده شده و گرافیکش خیلی خوب نیست. ببخشید!

2_ فقط بر اساس ذهنیات مختصر خودمه. پس احتمال اشتباه = 100

3_ اگه کسی نقشه لارستان در دوران مختلف رو تونست از کتاب هایی که درباره لارستان منتشر شده در بیاره، حتما منتشرش کنه. مطمئنم وبلاگ صحبت نو همچین امکانی رو داره. ما فعلا دستمون کوتاست.

4_ نقاط قرمز بزرگ: شهرهای بزرگی که مرز تقریبی لارستان محسوب می شدن. البته از غرب و شمال غرب. مرزش از طرف شمال شرق و جنوب شرقی و جنوب برام کاملا مشخص نیست.

5_ نقطه بزرگ بنفش کاملا فرضیه برای کامل شدن نقشه. ولی مطمئنا مرز لارستان از سمت شمال و شمال شرق بزرگ تر بوده.

6_ نقاط سبز کوچک: مرز فعلی لارستان که البته بازم تقریبیه!

7_ این لارک هم توی خلیج فارس واقعا برای من دیدنیه.

8_ این نقشه یه کم قدیمیه و جزئیات رو نشون نمی ده.

۹ـ برای بررسی کامل باید حتما توی کامپیوتر ذخیره بشه.

این نقشه رو اگه وقت کنم کامل تر می کنم.

 

راستی تا چند سال آینده مرز لارستان کجا خواهد بود؟

 

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 12:26 توسط مهندس |

لار، شهرقدیم، شهرجدید، گراش، اوز، جویم، بنارویه، شرفویه، کورده، براک، لطیفی، خور، کوره، دهکویه، درزو سایبانبریز، فیشور، مهلچه، ارد، فداغ، بیرم، ، انوه، کهنه، هرمود، تنگ دالان، درز و سایبان، علی آباد، ، صحرای باغ، کرمستج، هود، عمادده، میده همگی قسمت های کوچک و بزرگ لارستان سرافراز امروزند.

 

خنج، لامرد، مهر، گاوبندی، بستک، فتویه، گوده، دهتل، ایلود، کوخرد، هرنگ،جناح، فرامرزان، کمشک، کهورستان،اشکنان، بندرلنگه، قشم، لارک، چاه مسلم، مهرگان، دژگان، بندر خمیر، بندر لافت، هیرو، گنجی، ده تل، تدرویه، چاه بنارد، کوهیج، ارمک، گلشن، رستاق و احمد آبد همگی از پیکره لارستان بزرگِ 140 هزار کیلومتر مربعی دیروز جدا شدند!

 

حدود لارستان قدیم از جنوب سواحل و جزایر، از غرب بندر طاهری یا سیراف و از شرق به بشاگرد و از شمال به حدود جهرم می رسید.

 

لطفا در تصحیح و تکمیل اسامی من رو کمک کنید.

پ ن:تصحیح لیست! اشکنان و کهورستان نیز از پیکره لارستان جدا شده اند. اشکنان جزء لامرد و کهورستان جزء بندر خمیر
+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 16:43 توسط مهندس |

 

سلام. برای این پست چند تا موضوع در نظر گرفتم.

 

از زمان مشروطه!

 

ایران از از زمان مشروطه دارای مجلس یا همون پارلمان شد. البته سران مشروطه به سرعت با هم مشکل پیدا کردند. از جمله لارستان به عنوان یکی از فعال ترین مناطق انقلابی سر ناسازگاری با سران مشروطه در تهران را گذاشت. سیدعبدالحسین لاری پس از مشکلات ایجاد شده با این افراد، خواهان مشروطه مشروعه شد.

... بگذریم. می دونستین گاهی اوقات کسائی از طرف لار به عنوان نماینده می رفتن مجلس که اصلا منطقه لارستان رو ندیده بودند! یعنی همون تقلب در انتخابات و فرمایشی بودن اون. من از سیر تاریخی این قضایای سر در نمی آرم. ولی یک نکته جالب در ذهنم مونده:

یکی از تنها کسانی که واقعا نماینده مردم در مجلس بوده شخصی هست به نام حاج علی وکیل که هنوز نوادگانش در لار زندگی می کنند. ظاهرا قبر علی وکیل هم در حسینیه اعظم شهر قدیم قرار داره. برای اطلاعات بیشتر می تونید به بازماندگان مرحوم مراجعه کنید.

 

از مجلس چه خبر؟

 

متاسفانه دوستان وبلاگی لارستان پا نمی دن! وگرنه قصد داشتم مباحث زیادی درباره انتخابات مجلس در لارستان بدون وارد شدن به مصادیق داشته باشم که علی الظاهر امکان پذیر نیست.

فقط چند تا سوال داشتم. فارغ از اینکه نماینده های لارستانی از چه گروه و حزبی بوده اند چرا بعد از اتمام دوره نمایندگی، چه اصلاح طلب چه اصولگرا مورد بی مهری و کم لطفی لارستانی ها قرار گرفتن؟ مثلا چرا اون رفتارها و تهمت های زشت با آقای نخبه و پدر ایشون انجام شد؟ چرا سخنرانی آقای کشفی، جلوی فرمانداری در اواخر نمایندگی به صورت بسیار زننده ای به هم ریخته شد؟

 

نخبه کشی نکنیم!

 

مگر بزرگداشت نماینده هر جمع و گروهی به معنی بزرگداشت کل اون جمع نیست. پس چرا  ما حتی به خود و نمایندگان خودمون احترام نمی ذاریم. اشخاصی مثل آقای نخبه و دکتر کشفی را فارغ از کارکردشون به دلیل اینکه نمایندگان لارستان بودن باید تکریم کرد و بزرگ و نیکو داشت. البته شاید برای این حرفا خیلی دیر باشه اما به عنوان یک لارستانی از همین جا به هر دو عزیز سلام می رسونم و بابت زحماتشون تشکر می کنم. راستی کسی نمی دونی ایون دو تا الان کجان و چیکار می کنن؟

 

15 شعبان نزدیک است!

 

هر سال بعد از برگزاری جشن های نیمه شعبان تعدادی از طریق اینترنت یا وبلاگ ها یا از روزنامه ها گرد و خاک می کنن که این جشن های که به این مناسبت توی شهر برگزار می شه، مشکلات شرعی و عرفی داره. خواستم یادآوری کنم اگه کسی می خواد کاری بکنه یا مصاحبه ای انجام بده برای اصلاح این امور، الان وقتشه. آقای رئیس سازمان تبلیغات(نمی شناسمشان) که بعد از این مراسم تازه یادتون می افته مصاحبه کنین. الان وقتشه، گفته باشم!

 

چند نکته!

 

برای شروع این کار خیر، خودم پیش قدم می شم. به نظر شما، ارتباط این مراسم با مییمون بازی و نمایش عروسک های سگ و گربه چیه؟ منظور از این همه اسراف چیه؟ این نوارهای ترانه چی دردی از دردهای ما رو دوا می کنه؟ کی می تونه با این همه جوون که مراسم رقص و آواز راه می ندازن مقابله کنه؟ می گن ایام محرم (ایشالله که دروغ بگن!) اوضاع ناجور می شه ...... حالا می خواید توی ایام جشن نشه؟ و سوال های زیاد دیگه.

 

یه پسر باحال 1368تی هم سال قبل این مطلب رو تو وبلاگش نوشت:

 

سلام

اول قبل از هر چیز ولادت آقا امام زمان(عج) رو به تموم عاشقای اون حضرت تبریک می گم. دوم می خواستم بگم که احتمالا این آخرین پستمه (به بعضی دلایل شخصی).

تو این چند هفته گذشته( اواخر ماه رجب و اوایل ماه شعبان) ولادت های زیادی داشتیم که شاهد برنامه هایی بودیم. از جمله این برنامه ها نواهنگ هایی یا بهتره بگم مدّاحی هایی بود که اگه تصویر مردم رو نمی دیدیم تو شاد بودن این مداحی ها شک می کردیم. مداحی هایی که هیچ فرقی تو ریتم با نوحه خونی و مداحی های عزاداری نداشت. حتی ریتم دست زدن هم به تبعیت از سینه زدن بود. دقیقاً به همون سبک. خدایش میشه با این برنامه ها دل مردم رو شاد کرد؟!!! مردمی که بیش از ربعی از هر سال غمگین و عزادار هستن. راستی این رو هم بگم که بهم خورده نگیرید. چندی پیش شنیدم که آقای خامنه ای دستور دادن که رعایت اعتدال بشه ولی... . حالا خوشحال می شم نظر شما رو هم بدونم. همین...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 11:32 توسط مهندس |